اسكندر بيگ تركمان

720

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

گفتار در تعمير قلعهء ايروان و حالات متنوعه كه از عزيمت يورش شيروان سمت وقوع يافت چون موكب ظفر نشان در كوكجه دنكيز نزول اجلال فرموده و عساكر منصوره فوج فوج بر درگاه خلايق پناه جمع آمدند اكثر امراء عظام و طبقات لشكر ظفر فرجام سواى اللّه ويرديخان و بعضى از خاصان درگاه و مقربان بساط اقدس كه حسب الفرموده در ركاب اشرف توقف فرمودند ما بقى به تعمير قلعهء ايروان مأمور گشته بسركارى اللّه قلى بيك قورچى باشى متوجه انجام آن خدمت شدند و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى با وفور نشاط و شمول انبساط از ساحل درياى كوكجه عبور فرموده سير كنان و صيد افكنان از راه سيسحان به طرف نخجوان توجه فرموده در خلال اينحال عورتى گرجيه مسماة بگلچهره كه در زمان حضرت شاه جنت مكان از خدمت منسوبان اين دودمان و بعد از سنوح واقعه ناگزير آن حضرت همراه سميون خان بگرجستان رفته بوده و چون سميون خان چنانچه در اين اوراق سبق ذكر يافته گرفتار روميان گشته او را باستنبول بردند مخدرات آن سلسله كدبانوى مذكوره را باستنبول فرستاده بودند كه در خدمت او بوده بلوازم پرستارى قيام نمايد و عورت مزبوره بتقريبات به خدمت والدهء محترمه سلطان محمد خان خواندگار روم مشهور بوالدهء سلطان كه در امور سلطنت آن دودمان صاحب اختيار بود رسيده بنا بر طرز دانى و آداب خدمت نزد او راه يافته چند گاه در استنبول ميبوده در اينوقت بتحريك وزراء و اركان دولت سلطان روم بتخصيص درويش پاشاء وزير اعظم بانفاق يكى از چاوشان رومى از جانب سميون خان بدرگاه سعادت نشان آمده عرايض آورد ما حصل كلام آنكه هميشه سلاطين عدالت آئين امنيت عالم و ترفيه احوال امم را بر مطالب عاليه دنيوى راجح و مقدم [ 505 ] داشته‌اند و خصومت و نزاع ميانهء دو پادشاه والاجاه موجب خرابى مملكت و تفرقهء احوال عجزه و زيردستان و ريختن خونهاى خلايق است و التماس نموده بود كه به جهت حصول نيكنامى دنيا و مثوبات عقبى بساط كلفت را در نورديده با پادشاه ذيجاه روم بادى الفت و وفاق گردند كه از اينطرف نيز دولتمندان خيرانديش خصوصا درويش پاشا وزير اعظم باعث صلح شده بهر طريق رضاى خاطر اشرف بوده باشد اين امر خير انجام را فيصل ميدهند از اين طرف جواب عرايض سميون خان برين نهج قلمى شد كه بر او و سفيد - ريشان خانوادهء آل عثمان ظاهر است كه ميانه حضرت شاه جنت مكان و پادشاه مرحوم سلطان سليمان و پسرش سلطان سليم ضوابط عهد و پيمان موكد با ايمان استحكام يافته بود كه نسلا بعد نسل ميانهء اين دو سلسله مخالفت نبوده باشد . بعد از واقعهء ناگزير شاه جنت مكان به مجرد اندك اختلالى كه بجهة منازعه اويماقات در ميانهء قزلباش واقع بود روميان فرصت يافته بيجهتى نقض عهود و پيمان كرده مملكت موروثى ما را به غصب متصرف شدند و اكنون ما طالب حق موروث خوديم اگر فرمانفرماى ممالك روم عهد پدرانرا منظور داشته در مقام الفت باشد و سنور و سرحد بقاعدهء آن زمان مقرر گردد ما نيز به جهت ترفيه حال خلايق و عباد الله از طريق خصومت و عناد عدول نموده سالك مسالك دوستى و اتحاد ميگرديم و اگر لجاج ورزيده در مقام عداوت بوده باشد توكل بالطاف ايزدى كرده دست از طلب حق موروثى باز